کنفرانس سوم مدوسا نمايش قدرت
جنبش برابرى طلبانه
کمونيسم کارگرى
سهيلا شريفى
وقتى آذر ماجدى براى ارائه سخنرانى اش روى سن رفت همه در صندليهايشان جابجا
شدند. پچ پچها قطع شد و چشمها روى او متمرکز شد. آذر فرد اول و سازمانده
اين کنفرانس (کنفرانس سوم مدرسا) بود. او سردبير مدوسا، رئيس سازمان آزادى
زن و عضو دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى است و اگر کسى ميخواست در مورد
کمونيسم کارگرى و مسئله زنان که تم کنفرانس بود، حرف دست اول بشنود بايد
پاى حرف آذر مى نشست. جمعيت حاضر در سالن بر اين امر اذعان داشت و به همين
دليل سراپا گوش بود. آذر هم البته آنها را نا اميد نکرد. او با قدرت و
اعتماد بنفس حرف ميزد. شور و اعتمادى که در صدايش بود به جمعيت منتقل ميشد
و آنها را به هيجان مى آورد. حاضرين او را با کف زدنهايشان تشويق ميکردند
و در انتهاى حرفهايش به نشانه احترام و تائيد برپا خواستند و از اين زن
شجاع که آرزوها و خواسته هايشان براى رهائى زنان را به اين خوبى نمايندگى
ميکرد قدردانى کردند.آذر جنبشهاى مهم زنان را در طول تاريخ بررسى کرد به
تاثيرات انقلاب اکتبر حتى همين امروز بر جنبشهاى برابرى طلبانه زنان اشاره
نمود و از انقلاب ايران و جنبش آزادى زن بعنوان يکى از اين جنبشهاى مهم
تاريخى که تا همين الان هم بر خاورميانه و غرب تاثير گذاشته است نام برد.
"اگر اين جنبش پيروز شود و اگر کمونيسم .کارگرى موفق شود آزادى و
برابرى را در ايران پياده کند تاثيرات آن و دامنه تقابل آن با اسلام سياسى
بسيار از ايران فراتر خواهد رفت."
آذر از تجربه خود بعنوان فعال جنبش زنان و فعال جنبش کمونيستى
گفت، از تناقضاتى که زمانى ايندو با هم داشتند و از نقش کمونيسم کارگرى
و در درجه اول منصور حکمت در وصل کردن ايندو جنبش بهم و از بين بردن اين
تناقض حرف زد."اگر کمونيسم کارگرى را از صفحه تاريخ ايران حذف کنيم
جنبش برابرى طلبانه زنان نمى توانست به شکلى که امروز هست وجود داشته باشد."آذر
از پيشرويهاى اين جنبش گفت، از اينکه فشار مبارزاتى ما چهره جنبش زنان
را عوض کرده است. اين جنبش اکنون قوى و پر ادعاست و به کم راضى نميشود.
"و ما پرچم سوسياليسم بعنوان جنبش رهائى انسان را بلند کرده ايم و
جلودار اين .جنبش هستيم."
کنفرانس ستاره هاى درخشان ديگرى هم داشت. ينار محمد بنيانگذار سازمان آزادى
زن عراق که تازه از بغداد برگشته بود، از اوضاع اسفبار زنان در عراق ميگفت
و از فعاليتهاى خود او و حزب کمونيست کارگرى در عراق. او در شرايطى به
تاسيس سازمان آزادى زن و مبارزه براى رهائى زنان دست زده است که هيولاى
اسلام در عراق بکلى افسار گسيخته است و زنان را به شرايطى شبيه زنان در
دوران طالبان نزديک کرده است و همين جريانات اسلامى بارها ينار را تهديد
به مرگ کرده اند. تصور اينکه اين خانم کوچولوى ظريف و با احساس خار چشم
اسلام سياسى در منطقه شده و پاشنه در مقامات آمريکائى رابراى گرفتن حقوق
زنان و بيکاران از جا کنده است و آوازه اش به صفحات اکونوميست و رسانه
هاى جهانى رسيده است زياد آسان نيست. اما وقتى ينار صحبت ميکند، اراده
اى قوى و ايمان به کارى که ميخواهد انجام دهد از حرفهايش پيداست. مينا
احدى از فعاليتهاى بين المللى خودش و ديگر فعالين حزب کمونيست کارگرى سخن
گفت. از تلاشهائى که کرده تا تصور عمومى غرب را از جنبش زنان در ايران
عوض کند. از اينکه زمانى سازمانهاى فمينيستى و ديگر جريانات سراغ اعظم
طالقانى و فايزه رفسنجانى بعنوان نمايندگان جنبش زنان در ايران ميرفتند
و چطور فعاليتهاى کسانى مثل خود وى چهارپايه را از زير اين زنان چادر چاقچورى
که از جمهورى اسلامى دفاع ميکردند در آورده است. "ما زنانى که از
کشورى آمده بوديم که عقب مانده ترين قوانين اسلامى را بر زنان تحميل کرده
است، تصوير جهان را از زنان در ايران عوض کرديم. کار ما کارى هرکولى بود.
زمانى بود که اگر ما خود را عضو حزب کمونيست کارگرى معرفى ميکرديم، کسى
ما را تحويل نمى گرفت. اما حالا ما در معرفى خودمان با افتخار خود را عضو
رهبرى اين حزب معرفى ميکنيم و نه تنها کسى .برايمان رو ترش نمى کند بلکه
با تعجب و علاقه و احترام بعنوان کسانى که جنس ديگرى از کمونيستها هستند
با ما رفتار ميشود"
مينا ساده و سليس حرف ميزد و حرفهايش بدل مى نشست. نکته هاى بامزه اى که
گاهى وقتها مى پراند، همراه باخنده هاى کوتاهى که خودش با گفتن اين نکته
ها سر ميداد، شنوندگانش را مجذوب ميکرد. با ديدن او نمى شد از لبخند زدن
خود دارى کرد يا احساس افتخار نکرد. آذر ماجدى از طرف کنفرانس سبدى گل
بخاطر قدردانى از فعاليتهاى مينا از جمله در مبارزه با سنگسار به او تقديم
کرد.کنفرانس سوم مدرسا که بمدت سه روز در شهر استکهلم سوئد برگزار شد،
صحنه نمايش قدرت جنبش کمونيسم کارگرى و فعالين اين جنبش در عرصه مبارزه
زنان بود. يکى بعد از ديگرى زنان و مردان کمونيستى که سالها برعليه اسلام
سياسى و براى رهائى زنان از دست اين طاعون مبارزه کرده اند بر روى سن رفتند
و از تجربيات خود و پيشرفتها و دستاوردهايشان و افقى که منصور حکمت در
برابر اين مبارزات گشوده است سخن گفتند. هرکدام جنبه اى و عرصه اى را باز
کردند و مورد بررسى قرار دادند. اصغر کريمى از حزب کمونيست کارگرى و جنبش
زنان گفت، فاتح شيخ نقش ناسيوناليسم در سرکوب زنان را بررسى کرد، مهرنوش
موسوى از جنبش برابرى طلبى زنان در ايران و برخورد جريانات سياسى موجود
به اين جنبش صحبت کرد، ناديه محمود از اسلام سياسى در عراق و وظايف ما
کمونيستها در بشکست کشاندن آن گفت، خانمى که به نمايندگى حزب چپ سوئد در
کنفرانس شرکت کرده بود، از مضرات مدارسى مذهبى گفت و خواهان دخالت دولت
و جلوگيرى از برپائى اين مدارس شد. ابن وراق نويسنده مشهور عرب که چند
کتاب در نقد اسلام نوشته است و براى سکولاريسم مبارزه ميکند، به تفسير
آيات قرآن و احاديث پرداخته و د زن بودن آنها را مورد اشاره قرار داد و...
تصور ميشد که سه روز کنفرانس و ليست بلند بالائى از سخنرانان، موجب خستگى
و بى حوصلگى شرکت کنندگان در کنفرانس شود. اما تنوع بحثها، فضاى راحت و
مدرن پيشبرد برنامه ها و جذابيت سخنرانيها باعث شد نه تنها کسى احساس خستگى
نمى کرد بلکه در انتهاى برنامه ها، پرسش و پاسخها بدرازا ميکشيد و مسئولين
تدارکات مجبور ميشدند از شرکت کنندگان خواهش کنند که سالن را ترک کنند.
روز دوم کنفرانس دختر جوان ١٧ ساله اى به اسم ساحل که در ميان شرکت کنندگان
بود، از برگزار کنندگان جلسه ٥ دقيقه وقت خواست تا در مورد وضعيت خودش
که بدست پدرش کتک خورده و مورد تهديد واقع شده بود، صحبت کند. حرفهاى اين
دختر جوان چنان دردناک و متاثر کننده بود که بيشتر حاضرين را به گريه انداخت.
ساحل که هم اکنون مورد حمايت سازمان "پلا و فاديمه را فراموش نکن"
قرار گرفته و مخفيانه زندگى ميکند، در ترس دائم از اينکه پدرش او را پيدا
کند و بقتل برساند، بسر ميبرد. آذر ماجدى قول داد که از طرف کنفرانس نامه
اى رسمى براى دولت سوئد بنويسد و از آنها بخواهد امر مواظبت از ساحل را
جدى بگيرند.چند نامه حمايتى از ايران به کنفرانس رسيده بود که قرائت شد
و مورد استقبال قرار گرفت. دوستى به اسم اسد حکمت خطاب به برگزار کنندگان
کنفرانس خواسته بود تا اين کنفرانس را به سکوى پرش سازمان آزادى زن به
درون مبارزات زنان در ايران تبديل کنند "چرا که چشم اميد زنان در
ايران براى رهائى از اين وضعيت غير قابل تحمل به شما دوخته است."
کنفرانس روز ١١ جولاى را بعنوان روز جهانى مبارزه با سنگسار پذيرفت. اين
پيشنهاد که از جانب مينا احدى ارائه شده بود، قبلا نيز در کنفرانسى در
ايتاليا بتصويب رسيده بود. و نيز قطعنامه اى بر عليه اسلام سياسى به تائيد
کنفرانس رسيد. يکى از داغترين بحثها در کنفرانس بحث حجاب اسلامى و برخورد
به آن تا آنجائى که به افراد بزرگسال مربوط ميشود، بود. اين بحث قرار است
در سمينارهاى ديگرى مورد بحث و بررسى قرار گيرد. کنفرانس با تقديم گل به
سخنرانان و برگزار کنندگان و با اين جملات آذر ماجدى به پايان رسيد. "ما
اينجا جمع شديم تا نيرويمان را براى مبارزه عليه ستمکشى زن و براى برپائى
دنيائى آزاد و بهتر تقويت کنيم. ما جنبشى قوى ساخته ايم و به آن افتخار
ميکنيم و ميخواهيم به دنيا اعلام ميکنيم که تا بسرانجام رساندن رهائى زن
و تا برقرارى يک دنياى بهتر توقف نمى کنيم، خسته نمى شويم. تلاش ميکنيم
تا نيروى سياه ارتجاعى اسلام سياسى را به کابوس ديروز و افق .رهائى بخش
کمونيسم کارگرى را به واقعيت فردا تبديل کنيم."
لندن
٤ نوامبر ٢٠٠٣ 10